هم ولایتی

هم ولایتی

Hamvelayati
هم ولایتی

هم ولایتی

Hamvelayati

دانلود ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان




آپلود عکس



آپلود عکس


آپلود عکس


آپلود عکس


آپلود عکس

ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان

ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان

دانلود ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان

ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن ولایت از دیدگاه معصومین انواع ولایت عدالت رهبری خبرگان
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 38 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 128

ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان در 128 صفحه در قالب ورد قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

ولایت از دیدگاه قرآن

 

«قُل فَلِلّهِ الحُجَّةُ البالِغَةُ»(سوره انعام، آیه 149).

از زمان آدم علیه السلام تا خاتم(صلی اله علیه و آله) بحث ولایت و جانشینی پیامبران الهی یک امر هویدا و آشکار است.

خدا پرستان در اعصار مختلفه ی تاریخ زیر پرچم هدایت انبیاء و برگزیدگان حق زیسته اند «سلسله ی قوافل بشری از دروازه ی وجود به این نشئه آمده اند تا از قوه به فعلیت در آمده و از نقص به کمال برسند و بسوی سر منزل مقصود سرای جاودانی دیگر بشتابند، در این راه بدون دلیل و راهنما بدون مشعل دار و راهبر بدون برنامه و نقشه بدون وقوف بخط سیر و مسیر مستقیم و روشن به جایی نخواهند رسید و از الطاف الهی این است که در هر عصر راهنمایی فرستاد و زمین خالی از حجت نبود و نیست و نخواهد بود» (عمادزاده، 1360، 39- 38).

آدم علیه السلام خلیفه ی خدا بر فرزندان و ملائکه بود و بعد از او هبة الله(شیث)هادی و رهبر بوده «حضرت آدم ابوالبشر مریض شد شیث را طلبید و گفت ای فرزند، اجل من رسیده که بیمار شدم و پروردگار مرا وحی فرستاد که تو را وصی خود کنم و اینک وصیت نامه زیر سر من است و بر عهد خود وفا می کنم... آن را بگیر... در این صحیفه تمام امور دین و دنیای تو در آن است این صحیفه را از بهشت آورده بود که به شیث بدهد و شیث به مقام خلافت و وصایت و نبوت بر انگیخته گردید» (عمادزاده، 1360، 181).

این روند پیامبری ، خلافت و هدایت از اصلاب شیث بدون انقطاع و خالی شدن عصر و زمانه از حجت خدا تا بعثت نبی مکرم اسلام حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ادامه داشت.

حضرت موسی علیه السلام برادرش هارون را جانشین و رهبری جامعه در غیاب خود قرار داد «یا هارونَ اخلُفتنی فی قومی»(سوره ی اعراف ، آیه ی 142).

حضرت لوط پیامبر در زمان حضرت ابراهیم خلیل الرحمان در شهرها و روستاهای منطقه ی سدوم عهده دار ولایت و جانشینی آن حضرت بود.

حضرت نوح فرزندش سام را به دستور خداوند متعال به جانشینی خودش انتخاب نمود«جبرئیل نزد او آمد و فرمود: ای نوح ایّام نبوت و عمر تو به پایان آمده پس اسم اعظم و میراث علم الهی و آثار علم نبوّت را که نزد توست به پسرت سام تعلیم بده چون که زمین را از کسی به واسطه ی او اطاعت و بندگی و راه هدایت من شناخته شود، خالی نخواهم گذاشت و نجات بندگان با قبض روح یک پیامبر و مبعوث شدن پیامبر دیگر رقم می خورد و هیچ گاه زمین را بدون حجت و کسی که مردم را به هدایت دعوت نماید نخواهم گذاشت و مشیت من تعلق گرفته که برای هر قومی یک هادی و رهبر قرار دهم که سعادتمندان را هدایت و بر شقاوت مندان اتمام حجت نماید. و فرمود: نوح اسم اعظم و میراث علم و آثار نبوّت را به فرزندش سام منتقل کرد.» (کاشانی، 1387، ج2، ص469).

و در زمان معصومین علیهم السلام هم فقهائی به نیابت از معصومین کارهای مردم را انجام می داده و اوامر الهی را اجراء می نموده اند.

 

- ولایت از دیدگاه معصومین علیهم السلام

 

روایات زیادی از ائمه ی علیهم اسلام در رابطه با حاکمیت ولی فقیه در جامعه ی اسلامی وارد گردید که صرفاً برای اطمینان بخشی به موضوع بحث به چند مورد از این روایات اشاره می گردد.

امام صادق علیه السلام «وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا، فإنهم حجتی علیکم و أنا حجة الله علیهم»)بحار، ج53، ص181،ح10(.

که در این روایت راویان حدیث در مسائل مستحدثه حجت بر خلق بوده و هیچ قیدی هم نیامده که این حجت در چه موضوع باشد و چون حدیث مطلق آمده بنابراین نتیجه اش می شود حجت مطلقه در همه ی امور اعم از سیاسی، اقتصادی، قضاء، حسبه و ...

البته به یک قید ضمنی اشاره گردیده و آن هم «روات حدیثنا» می باشد یعنی حجت صرفاً کسانی هستند که در چهار چوب شریعت اسلام و گفتار معصومین علیهم السلام سخن می گویند و عمل می نمایند.

در حدیث دیگری از امام صادق علیه اسلام آمده است:

الملوک حکّام علی الناس و العلماء حکّام علی الملوک. - بحار، ج1، ص92،ح 91).

در این روایت هم کاملاً حاکم بودن علماء بر مسؤلین و کارگزاران جامعه ی اسلامی مبرهن و آشکار است. و حاکم کسی است که عزل و نصب می کند و قدرت حاکمیتی دارد، بنابراین این نظریه ای که بعضی از فقها در رابطه با نظارت ولی فقیه بر حکم رانان می دهند از هیچ جای این حدیث فهمیده نمی شود بلکه منطوق این روایت بر حاکمیت مطلق علماء حکایت می کند.

در مقبوله ی معروف عمربن حنظله به موضوع حاکمیت مطلق اسلام در چها رچوب شریعت اشاره شده است .

«ینظرون إلی من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا، و نظر فی حلالنا و حرامنا، و عرف أحکامنا، فلیرضوا به حَکماً، فإنی قد جعلته علیکم حاکماً، فإذا حکم بحکمنا و لم یقبله منه، فإنما استخفّ بحکم الله، و علینا ردَّ، و الرادّ علینا و الرّاد علی الله، و هو علی حدّ الشرک با لله»( کلینی، کافی، ج1، ص67).

در این روایت کاملاً واضح و آشکار است که علماء دین و راویان حدیث و سخن معصومین علیهم السلام و کسانی که به حکم ائمه ی اطهار حکم می کنند تخطی از او تخطی از دستور معصومین علیهم السلام و در نهایت شرک به خداست. و با بررسی اجمالی این احادیث وظیفه ی فقها در مسائل عمومی و مهم اسلامی در حوزه های مختلف اعم از ولایت در افتاء، ولایت در قضاءِ، ولایت بر صدور احکام، دریافت وجوه شرعی از قبیل انفال و اخماس و میراث بی وارث و...، اموال عمومی و همین طور در موارد جزئی و شخصی و در همه ی ابعاد نشان حاکمیت مطلقه ی فقیه می دهد و این روایات سند و ابلاغی هستند بر مدار اصلی ولایت فقیه در اداره ی امور مسلمین بر منهاج شریعت و دیانت که بر همین اساس علماء و فقها در ادوار مختلف و اعصار گذشته و حال بر این موضوع پرداخته و اغلب بر آن صحه گذاشته اند.

حاکمیت مطلق برای انبیاء الهی محرز است و این که علماء وارثان انبیاء هستند«إنّ العلماء ورثة الأنبیاء»(بحار، ج2، ص151،ح31).

و انبیاء الهی جزء قوانین و نسخه های نجات بخش الهی و نمایندگی خدا در بین مخلوقات، چه میراثی داشته اند تا به علماء برسد، بنابراین میراث حقیقی انبیاء همان حاکمیت دینی آنها بوده است که به علماء به ارث رسیده است.

 

- انواع ولایت

 

در اندیشه های اسلامی می توان چند نوع ولایت را از یکدیگر تفکیک کرد؛ یکی بحث ولایت تشریعی و دیگری ولایت تکوینی.

 

 

- ولایت تشریعی

 

در نگاه شیعی ما، فقط ائمه معصومین (علیه السلام) و نائبان، وکلا، منصوبان و کسانی که از جانب ائمه (علیه السلام) دستور خاص دارند، از ولایت تشریعی برخوردار هستند.

گاهی یک نفر، منصوب خاص است؛ برای مثال در مورد یک مسئله یا مناقشه، نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) شخصی مثل«معاذ بن جبل» را تعیین می کند تا او در مورد آن قضیه حکم صادر کند، این فرد هر حکمی صادر کند، چون مأذون است، حکمش تشریعی است و ولایت تشریعی دارد.

از جانب دیگر، تقریباً اکثر بزرگان اسلامی ما بر این باور هستند که ولایت تکوینی هم فقط از آن معصومین است؛ اما علی الاصول و القاعده نباید تمامی موجودات به میزان بهره ی وجودشان، نسبت به موجودات مادون خود ولایت و نسبت به موجودات مافوق خود، تولی داشته باشند. قاعدتاً باید این گونه باشد، مگر اینکه ما نص صریحی از جانب امام معصومی داشته باشیم.

«ولایت بر تشریع» همان ولایت قانونگذاری و تشریع احکام است؛ یعنی اینکه کسی، سرپرست جعل قانون و وضع کنندة اصول و مواد قانونی باشد. این ولایت که در حیطه ی قوانین است و نه در دایره ی موجودات واقعی و تکوینی، اگر چه نسبت به وضع قانون تخلف پذیر نیست یعنی با اراده مبدء جعل قانون، بودن فاصله، اصل قانون جعل می شود، لیکن در مقام امتثال، قابل تخلف و عصیان است؛ یعنی ممکن است؛ افراد بشر، قانون قانونگذاری را اطاعت نمایند و ممکن است دست به عصیان بزنند و آن را نپذیرند؛زیرا انسان برخلاف حیوانات، آزاد آفریده شده و می تواند هر یک از دو راه عصیان و اطاعت را انتخاب کند و در عمل آن را بپیماید.

تنها قانون کامل و شایسته برای انسان، قانونی است که از سوی خالق انسان و جهان و خدای عالم و حکیم و مطلق باشد و لذا، ولایت بر تشریع و قانونگذاری، منحصر به ذات اقدس الهی است؛ چنان که قرآن کریم در این باره فرموده است: «إن الحکم إلاّ لله» (یوسف آیة 67 ).

«ولایت تشریعی» یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون، بلکه ولایتی است در محدودة تشریع و تابع قانون الهی که خود بر دو قسم است؛ یکی ولایت بر محجوران و دیگری ولایت بر جامعه ی خردمندان.

دانلود ادبیات نظری تحقیق ولایت از دیدگاه قرآن، ولایت از دیدگاه معصومین، انواع ولایت، عدالت، رهبری، خبرگان

دانلود تحقیق امامت و ولایت


دانلود تحقیق امامت و ولایت

کلمه امام یعنی پیشوا کلمه پیشوا در فارسی درست ترجمه تحت اللفظی کلمه امام است در عربی خود کلمه امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد

دانلود دانلود تحقیق امامت و ولایت

امامت و ولایت 
امامت
ولایت
معنی امام 
پیشوایی  
معنی ولایت
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 103 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 142

معنی امام

   کلمه امام یعنی پیشوا . کلمه پیشوا در فارسی درست ترجمه تحت اللفظی کلمه امام است . در عربی خود کلمه امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد . یعنی کسی که پیشرو است . عده ای تابع و پیرو او هستند ، اعم از اینکه  آن پیشوا عادل و راه یافته و درست رو باشد یا باطل و گمراه باشد . قرآن هم کلمه امام را در هر دو مورد اطلاق کرده است . در یک جا می فرماید :« و جعلنا هم ائمة یهدون بامرنا » [1]ما آنها را پیشوایان هادی به امر خودمان قرار دادیم و در جای دیگر می گوید « ائمة یدعون الی النار » [2]پیشوایانی که مردم را به سوی آتش می خوانند ، یا مثلاً درباره فرعون کلمه ای نظیر امام را اطلاق می کنند : « یقدم قومه یوم القیامه » [3] که در روز قیامت هم پیشاپیش فقومش حرکت می کند . پس کلمه امام یعنی پیشوا . ما به پیشوای باطل فعلاً کاری نداریم . مفهوم پیشوا را عرض می کنیم .

پیشوایی در چند مورد است ، در بعضی از موارد ، اهل تسنن هم قائل به پیشوایی و امامت هستند و لی در کیفیت و شخصش  با ما اختلاف دارند . اما در بعضی از مفاهیم امامت ، اصلاً آنها منکر چنین امامتی هستند . امامتی که مورد قبول آنها هم هست ولی در کیفیت و شکل و فردش با ما اختلاف دارند . امامت به معنای زعامت اجتماع است که به همین تعبیر از قدیم در کتب متمکلمین آمده است . خواجه نصیر الدین طوسی در تجرید ، امامت را این طور تعریف می کند (ریاسه عامه ) ، یعنی ریاست عمومی .

شوون رسول اکرم (ص)

    پیغمبر اکرم (ص) به واسطه آن خصوصیتی که در دین اسلام بود در زمان خودش به حکم قرآن و به حکم سیره خودشان دارای شون متعددی بودند ؛ یعنی در آن واحد چند کار داشتند و چند پست را اداره می کردند . اولین پستی که پیغمبر اکرم (ص) از طرف خدا داشت و عملاً هم متصدی آن بود ، همین بود که پیغامبر بود یعنی احکام و دستورات الهی را بیان می کرد . آیه قرآن می گوید :« ما اتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا ».[4] آنچه پیغمبر برایتان آورده بگیرید و آنچه نهی کرده ( رها کنید ) ، یعنی آنچه پیغمبر از احکام و دستورها می گوید از جانب خدا می گوید . پیغمبر از این نظر فقط بیان کننده آن چیزی است که به او وحی شده .

منصب دیگری که پیغمبر اکرم (ص) متصدی آن بود ، منصب قضاست .او قاضی میان مسلمین بود ، چون قضا هم از نظر اسلام امری نیست که هر دو نفری اختلاف پیدا کردند ، یک نفر می تواند قاضی باشد . قضاوت از نظر اسلام یک شان الهی دارد زیرا حکم به عدل است و قاضی آن کسی است که در مخاصمات و اختلافات می خواهد به عدل حکم کند . این منصب هم به نص قرآن که می گوید : « فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک. فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما » .[5]  

به پیغمبر تفویض شده ورسول اکرم از جانب خدا حق داشت که در میان اختلافات مردم قضاوت کند . این نیز یک منصب الهی است نه یک منصب عادی ، عملاً هم پیغمبر قاضی بود . منصب سومی که پیغمبر اسلام رسماً داشت و هم به نص قرآن به او تفویض شده بود، هم عملاً عهده دار آن بود همین ریاست عامه است . او رئیس و رهبر اجتماع مسلمین بود و به تعبیر دیگر مدیر اجتماع مسلمین بود .

گفته اند آیه : « اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم » [6] ناظر به این جهت است که او رئیس و رهبر اجتماع شماست ، هر فرمانی که به شما می دهد بپذیرید .قهراً این که می گوییم سه شان ، به اصطلاح تشریفات نیست بلکه اساساً آنچه از پیغمبر رسیده سه گونه است : یک سخن پیغمبر فقط وحی الهی است . در اینجا پیغمبر هیچ اختیاری از خود ندارد . دستوری از جانب خدا  رسیده و پیغمبر فقط واسطه ابلاغ است .

آنجا که دستورات  دینی را می گویند : نماز چنین بخوانید ، روزه بگیرید و000. آنجا که میان مردم قضاوت می کند دیگر قضاوتش نمی تواند وحی باشد . دو نفر اختلاف پیدا می کنند . پیغمبر طبق موازین اسلامی بین آنها قضاوت می کند و می گوید حق با این است یا با آن . اینجا دیگر این طور نیست که جبرئیل به پیغمبر وحی می کند  که در اینجا بگو حق با این اهمیت هست یا نیست . حالا اگر یک مورد استثنائی باشد مطلب دیگری است ولی به طور کلی قضاوتهای پیغمبر بر اساس ظاهر است ، همان طوری که  دیگران قضاوت می کنند ، منتها در سطح خیلی بهتر و بالاتر .

خودش هم فرمود : من مامورم که به ظاهر حکم کنم : یعنی مدعی و منکری پیدا می شوند و مثلا‌ً مدعی دو تا شاهد عادل دارد ،پیغمبر بر اساس همین مدرک حمک می کند این حکمی است که پیغمبر کرده ( نه اینکه به او وحی شده باشد ).

در شان سوم هم پیغمبر به موجب اینکه رهبر اجتماع است ، اگر فرماندهی بدهد غیر از فرمانی است که طی آن وحی خدا را ابلاغ می کند.خدا به او اختیار چنین رهبری را داده و این حق را به او واگذار کرده است . او هم به حکم اینکه رهبر است کار می کند و لهذا احیاناً مشورت می نماید . ما می بینیم در جنگهای احد، بدر و خیلی جاهای دیگر پیغمبر اکرم (ص) با اصحابش مشورت کرد که نماز مغرب را اینطور بخوانیم یا آن طور اما مسائلی پیش می آمد که درباره آنها با او سخن می گفتند . می فرمود :

این مسائل به من مربوط نیست ، من جانب الله چنین است و غیر از این هم
نمی تواند باشد ولی در این گونه مسائل ( یعنی در غیر حکم خدا )‌احیاناً پیغمبر مشورت می کند و از دیگران  نظر می خواهد پس اگر در موردی پیغمبر اکرم فرمان داد چنین بکند ، این به حکم  اختیاری است که خداوند به او داده است. اگر هم در یک مورد بالخصوص وحیی شده باشد یک امر استثنایی است و جنبه استثنایی دارد نه اینکه در تمام کارها و جزئیاتی که پیغمبر به عنوان رئیس اجتماع در اداره اجتماع انجام می داد . به او وحی می شد که در این جا چنین کن و در آنجا چنان و در این گونه مسائل هم پیغمبر فقط پیام رسان می باشند . پس پیغمبر اکرم مسلماً در آن واحد دارای این شوون متعدد بوده است .

دانلود دانلود تحقیق امامت و ولایت

دانلود تحقیق جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران


دانلود تحقیق جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

ولایت فقیه به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نهاد نظام جمهوری اسلامی است که مطابق قانون اساسی در اعمال مستقیم و غیر مستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد

دانلود دانلود تحقیق جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

دانلود تحقیق
جایگاه ولایت فقیه
حقوق اساسی
جمهوری اسلامی ایران
حقوق و فقه
ایران فقه حقوق
ولایت فقیه
دسته بندی فقه و علوم انسانی
فرمت فایل docx
حجم فایل 34 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 18

مقدمه

ولایت فقیه به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نهاد نظام جمهوری اسلامی است که مطابق قانون اساسی در اعمال مستقیم و غیر مستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد. بدین لحاظ بررسی جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران موضوع اساسی و مهمی است که همواره در جامعه ضرورت آن وجود دارد. به خصوص که بامسائل روزمره جامعه و استراتژی قانون گرایی دولت جدید مرتبط است و باید تلاش مضاعفی صورت گیرد که همه امور در چهارچوب قانون و طبق قانون اساسی باشد.  نظریه ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) که مبنای نظام جمهوری اسلامی است، وظایف، شرایط و اختیاراتی را برای ولی فقیه اثبات کرده که بیشترین قرابت و شباهت را با نظام امامت دارد. باتکمیل و تتمیم این نظریه در طول ده ساله عمر حضرت امام(ره) درنظام جمهوری اسلامی، ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی نهادینه شد. در واقع قانون اساسی، ترجمان حقوقی و ساختاری همان نظریه است که براساس ولایت امر و امامت مستمر، زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایط را آماده می کند تا ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد. (1)  

بنابراین می توان گفت که مبنای فکری و نظری نظام جمهوری اسلامی ایران، نظریه (ولایت مطلقه فقیه) حضرت امام خمینی(ره) و ساختارحقوقی و اجرایی آن، قانون اساسی است و در واقع قانون اساسی استنتاجی از آن نظریه و براساس آن نظریه است. به عبارت روشن تر، وقتی در حوزه فلسفه و نظریه سیاسی بحث می کنیم، منظورمان نظریه ولایت مطلقه فقیه است که جایگاه و اختیارات بسیار والایی را برای ولی فقیه قایل شده است و هنگامی که در حوزه حقوق اساسی بحث می کنیم، ولایت فقیه در قالب قانون اساسی مطرح می شود که برخی این امر را تعبیر به محدود و محصور شدن ولایت فقیه در چهارچوب قانون اساسی می کنند و به نوعی باعث نگرانی و عکس العمل کسانی می شوند که براساس نظریه سیاسی حضرت امام خمینی(ره)، محدوده ولایت فقیه را مطلق و گسترده می دانند.
از این نظر شاید روشن شدن محل نزاع و تفکیک دو حوزه فلسفی وحقوقی از همدیگر، موجب حل این مشکل و رفع نگرانی دو گروه شود.  ضمن این که در هر دو صورت، محدوده ولایت فقیه یکسان است و درصورت تعارض بین این دو حوزه، همواره حوزه حقوقی تابع حوزه نظری و فلسفی است (2) که با روال خاص اداری و اجرایی و از طریق تجدید نظر در قانون اساسی، رفع تعارض می شود. هدف مشخص و روشن این مقاله نیز تاکید بر این نکته است که همانند نظریه ولایت مطلقه فقیه، در قانون اساسی هم محدوده ولایت، مطلق و گسترده است و خود قانون اساسی زمینه آن را فراهم کرده است.

در واقع قانون اساسی نیز خودش در چهارچوب قانون قرار گرفته وآن هم قوانین و موازین شرعی است که براساس اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط از کتاب و سنت به دست می آید و ولی فقیه سمبل ونماد عینی این اجتهاد مستمر است. از این نظر در سلسله مراتب قواعد حقوقی جمهوری اسلامی ایران، قوانین و موازین شرعی در راس است و قانون اساسی هم در چهارچوب این موازین است. از سویی،این موازین هم جزو قانون اساسی شده است; یعنی مطابق خود قانون اساسی، این قوانین و موازین شرعی در راس قرار گرفته که براساس آن ها ولایت فقیه، مطلقه تلقی شده است.
البته در نظام هایی که حق قانونگذاری را از خدا سلب نموده وبشر را قانونگذار مستقل جهان اعلام کرده اند، قانون اساسی درراس سلسله مراتب حقوقی است و این امر در جامعه ای که حاکمیت خدا و پیامبر را پذیرفته و اصول دین و امامت و اجتهاد مستمررا مبنای نظام خود می داند، به گونه دیگری است. ضمن این که باید توجه داشت قانون اساسی یک فضل فروشی و مایه فخر و مباهات صرف نیست که تصور شود حتما باید قانون اساسی در راس باشد تاکشوری متمدن و قانون مند محسوب شود. قانون اساسی یک ابزارحقوقی برای تحقق یک هدف اجتماعی است و اگر با ابزار دیگری هم این هدف تامین شود، باکی نیست; چنان که کشور با سابقه ودمکراتیک انگلستان قانون اساسی مدون و مکتوب ندارد و هیچ مشکلی هم پیدا نمی کند.  به منظور بررسی جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، به سه اصل قانون اساسی ج.ا.ا، به عنوان مبنای کار خودتکیه می کنیم: اصل پنجم، پنجاه و هفتم و یکصد و دهم.  1- اصل (ولایت فقیه) و (سیستم هدایت) (3)  قانون اساسی، منبع حقوق اساسی است. یکی از شرایط قانون اساسی که حقوق دانان روی آن تاکید دارند، آن است که قانون اساسی باید بر اصولی متکی بوده و محتویاتش همواره نتیجه منطقی آن اصول باشد. (4)  قانون اساسی ج.ا.ا، در این خصوص در فصل اول خوداصولی را گنجانده که در تاریخ حقوق اساسی دنیا کاملا بی سابقه و جدید است. از جمله این اصول، (تعیین پایه ها و اهداف نظام جمهوری اسلامی) (اصل دوم و سوم)، (لزوم تطبیق کلیه قوانین باموازین اسلامی) (اصل چهارم) و (پذیرش ولایت مطلقه فقیه با عنوان ولایت امر و امامت امت) (اصل پنجم) است.  قانون اساسی ج.ا.ا، چکیده و محور اصلی اهداف، افکار، آرمان هاو ایده آل های ملتی است که تابع مکتب اسلام است و در آن، اسلام همه چیز را تحت الشعاع قرار داد و برگشت همه اصول آن به احکام اسلام است و بسیاری از اصول تدوین شده، آیات الهی را پشتوانه خود دارد. در جریان تدوین قانون اساسی تلاش شده تا احکام درهمه زمینه ها، ماخوذ از اسلام باشد و در موارد حرج و ضرورت بااستفاده از عناوین ثانویه به بن بست های ناشی از نارسایی های زمانی پاسخ داده شود. به این ترتیب قانون اساسی ج.ا.ا، با این که بسیاری از اصطلاحات و عبارت های قوانین اساسی دیگر کشورهارا دارد، محتوای آن اسلامی است.5 مقدمه قانون اساسی هم به این امر تصریح کرده و آن را (انعکاس خواست قلبی امت اسلامی) می داند.  رسالت قانون اساسی، عینیت بخشیدن به زمینه های اعتقادی جامعه است. (6) برهمین اساس در اصل دوم آن، پایه های اعتقادی نظام جمهوری اسلامی برشمرده شده است. در جمهوری اسلامی ایران،حاکمیت، الهی است و طبق قانون اساسی این حاکمیت از طریق قوانین الهی و رهبری الهی (ولایت فقیه) اعمال می شود.  اصل چهارم قانون اساسی، تکلیف همه قوانین، مقررات، آیین نامه ها و بخش نامه ها را از نظر ضرورت انطباق با موازین اسلامی صریحا روشن کرده است. از آن جا که این اصل در فصل کلیات آمده و نیز به حکم قانون اساسی، از ویژگی خاص (حاکمیت بر سایر اصول)  برخوردار است، اگر اصولی از قانون اساسی احکامی را با اطلاق ویا عموم بیان کند که مصادیق آن اطلاق و عموم با موازین اسلامی تطبیق نداشته باشند، پذیرفته نمی شوند، حتی اگر موافق قانون اساسی باشند. (7)

 

فایل ورد 18 ص

دانلود دانلود تحقیق جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

دانلود پاورپوینت ولایت فقیه


پاورپوینت ولایت فقیه

دانلود پاورپوینت ولایت فقیه بررسی ولایت فقیه پاورپوینت جامع و کامل ولایت فقیه کاملترین پاورپوینت ولایت فقیه پکیج پاورپوینت ولایت فقیه مقاله ولایت فقیه تحقیق ولایت فقیه

دانلود پاورپوینت ولایت فقیه

دانلود پاورپوینت ولایت فقیه
بررسی ولایت فقیه
پاورپوینت جامع و کامل ولایت فقیه
کاملترین پاورپوینت ولایت فقیه
پکیج پاورپوینت ولایت فقیه
مقاله ولایت فقیه
تحقیق ولایت فقیه
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل ppt
حجم فایل 104 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20

نوع فایل: پاورپوینت (قابل ویرایش)

 قسمتی از متن پاورپوینت :

 

تعداد اسلاید : 20 صفحه

1 ولایت فقیه مقدمه
› ضرورت عقلی نیاز به حکومت در جامعه
› عدم جدایی دین از سیاست
› عدم مشروعیت ذاتی فرد یا گروه خاص برای حکومت «اصل عدم ولایت»(1)
› اختصاص حاکمیت به ذات باریتعالی
› واگذاری حکومت و ولایت به رسول و امام(2)
› واگذاری ولایت در زمان غیبت به ولی فقیه(3)




ولایت فقیه (1) اصل عدم ولایت
› حکومت خدا › حکومت طاغوت
› پیامبر › دیکتاتوری
› امام معصوم › دموکراسی
› نصب خاص: مالک اشتر › سلطنتی...
› نصب عام: فقها
› مقبولة عمر بن حنظله
› خطبة 131 نهج‌البلاغه


2 ولایت فقیه (2) آیات دال بر حکومت پیامبر و امام
› سورة مبارکة بقره، آیة شریفة 124: و اذا ابتلی ابراهیم ربه....
› سورة مبارکة ص، آیة شریفة 26: یا داود انا جعلناک خلیفه....
› سورة مبارکة نساء، آیة شریفة 105: انا انزلنا الیک الکتاب....
› سورة مبارکة احزاب، آیة شریفة 6: النبی اولی بالمومنین من...
› سورة مبارکة نساء، آیة شریفة 65: فلا و ربک لا یومنون حتی..
› سورة مبارکة احزاب، آیة شریفة 36: و ما کان لمومن و لا....
› سورة مبارکة مائده، آیة شریفة 55: انما ولیکم الله و رسوله....
› سورة مبارکة نساء، آیة شریفة 59: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول
3 4 ولایت فقیه (3) دلایل ضرورت ولایت فقیه

› دلایل عقلی

› دلایل نقلی

› اجماع (مرحوم حسینی عاملی در کتاب مفتاح‌الکرامه و ...)




5 ولایت فقیه دلایل عقلی ضرورت ولایت فقیه
› نیاز جامعه اسلامی به حکومت مثل سایر جوامع(تاکید بر وحدت)
› عمومیت قاعدة لطف و سریان آن در همه زمان‌ها
› ادعای اسلام در پاسخگویی به همه نیازها تا قیامت
› عدم امکان اجرای احکام اسلامی بدون وجود حکومت(1)
› تعیین فقیه در زمان و توسط اهلبیت(علیهم‌السلام)
› خواست حکومت + خواست دین= ولایت فقیه(حکومت دینی)
› جانشینی شبیه‌ترین فرد به امام معصوم(علیه‌السلام)
› فقاهت(علم به احکام کلی اسلام)
› تقوی(شایستگی اخلاقی-معنوی)
› کارآیی(مدیریت سیاسی-اجتماعی)


ولایت فقیه (1) احکام اسلام
› اجتماعی : نیازمند متولی › فردی : تک تک افراد
› بداند : فقاهت
› بتواند : کفایت
› بخواهد : عدالت
› فقدان انگیزه‌های درونی
› هوی و هوس
› ترس و ...
› فقدان عوامل بیرونی
› منافع حزب و گروه
› تبانی، زد و بند و ... 6 7 ولایت فقیه دلایل نقلی ضرورت ولایت فقیه
› ینظران الى من کان منکم ممن قد رَوى حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما، فانی قد جعلته علیکم حاکما، فاذا حکم بحکمنا فلم یُقبل منه، فانما استخف بحکم الله و علینا رُد، و الراد علینا الراد على الله، و هو على حد الشرک بالله
› اللهم ارحم خلفائی...الذین یاتون من بعدی و یروون عنی حدیثی و سنتی فیعلمونها الناس من بعدی
› منزله الفقیه فی هذا الوقت کمنزله الانبیاء فی بنی اسرائیل
› ...لان المومنین الفقهاء حصون الاسلام کحصن سور المدینه لها
› الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا...
› العلماء حکام علی الناس
› مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله و الامناء علی حلاله و حرامه
› و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم



8 ولایت فقیه شبهة مطلقه‌بودن ولایت فقیه
› اشتراک لفظی مطلقه در فقه و علوم سیاسی
› مغالطة دوگانه بودن نوع حکومت
› مطلقه در مقابل محدّده نه در مقابل مقیّده
› دایرة تقیید اختیارات ولی فقیه= احکام و مصالح اسلام
› معنای جملة «ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله است.» 9 ولایت فقیه شبهة دور(رهبری، شورای نگهبان و مجلس خبرگان)

 


توجه: متن بالا فقط قسمت کوچکی از محتوای فایل پاورپوینت بوده و بدون ظاهر گرافیکی می باشد و پس از دانلود، فایل کامل آنرا با تمامی اسلایدهای آن دریافت می کنید.

دانلود پاورپوینت ولایت فقیه

دانلود بررسی ولایت و حکومت الهی


بررسی ولایت و حکومت الهی

1 انواع مالکیت الف) حقیقی فقط از آن خداست ب) قراردادی مانند مالیکت انسان به اموالش ج) مالیکت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است 2 آیه و لله ملک السموات و الارض و الله علی کل شیء قدیر * و مالیکت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد نتیجه آیه این آیه بیانگر مالیکت حقیقی است ولای

دانلود بررسی ولایت و حکومت الهی

بررسی حکومت الهی
انواع مالکیت
خصوصیات حاکم اسلامی اعمال ولایت
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 81 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 218

درس اول                          ولایت و حکومت الهی.

1- انواع مالکیت:

الف) حقیقی: فقط از آن خداست.

ب) قراردادی: مانند مالیکت انسان به اموالش.

ج) مالیکت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است.

2- آیه: و لله ملک السموات و الارض و الله علی کل شیء قدیر.

* و مالیکت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد.

نتیجه آیه: این آیه بیانگر مالیکت حقیقی است.

ولایت مطلق الهی:

3- ولی در لغت به معنای سرپرست، اولی به تصرف، دوست و یاور آمده است و در آیات ذیل مقصود همان سرپرست و اولی به تصرف می باشد.

4- ولی مطلق از دیدگاه قرآن فقط خداوند است و ولایت دیگران در صورتی که از سوی او باشد مجاز است.

- آیه: مالهم من دونه ولی و لایشرک فی حکمه احداً.

* برای ایشان غیر از او ولی و سرپرستی نیست و کسی را در حکم خود شریک قرار نمی دهد.

نتیجه آیه: 1) این آیه بیانگر ولایت مطلق الهی است.

2) قرآن طبق این آیه مخصوصاً با تعبیر دون الله، که به معنای غیر خداست ولایت و سرپرستی دیگران  را نفی کرده - و آنرا در انحصار خدا قرار می دهد.

3) طبق این آیه قرآن تنها برای افرادی حق ولایت قائل می شود که از طرف خداوند معین شده باشند.

حاکمیت الهی:

6- در قرآن حکم به معنای فرمان، امر و دستور است.

7- قرآن حکم را فقط و فقط از آن خدا می داند.

8- آیه: ان الحکم الا الله امر الا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم.

* حکم جز برای خدا نیست فرمان داده که جز او را نپرستید این آئین محکم و استوار است.

نتایج آیه: 1) در این آیه حکم به چه معناست؟ فرمان. ، امر، دستور.

2) حکم از آن چه کسی است؟ فقط خداوند.

3) عبادت همراه حکم آمده است، یعنی پذیرفتن هر حکمی جز حکم خدا بندگی   و پرستش غیر خداست و شرک در عبادت محسوب می شود.

4) عبارت امر ًالا تعبدوا الایاه. بیانگر چه توحیدی است: توحید افعالی.

- توجه 1) توحید عملی = توحید عبادی = توحید در پرستش یعنی:

الف) یگانه پرستی.     ب) در عمل خود را برای خدا خالص ساختن.

ج) روی گرداندن از هر مقصد غیر خدایی.

10- توجه2) نقطه مقابل توحید عملی، شرک عملی یا همان شرک در عبادت محسوب می گردد.

11- در زمان حضرت رسول (ص) بین یک منافق و یهودی اختلافی رخ داد و یهودی برای رفع اختلاف پیامبر را معرفی کرده. ولی منافق فرد کاهنی ( کعب بن اشرف یهودی) را معرفی کرد تابرای داوری به وی مراجعه کنند که آیه نازل شد:

v  آیا نمی بینی کسانی را که بگمان و دعوی خود به قرآن و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان آورده اند. نه آنها می خواهند قضاوت و دادخواهی را نزد طاغوت ببرند در حالیکه فرمان داده شده که با طاغوت کافر شوند و شیطان می خواهد آنان را گمراه کند آنهم گمراهی دور.

- آیه: ولقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبد و الله و اجتنبوا الطاغوت.

همانا در میان هر قوم پیامبری برانگیختم ( تا مردم را پیام می‌دهد) که فقط خدا را پرستش کنید و از طاغوت دوری گزینند.

نتایج آیه: 1) در قرآن بین ایمان بخدا و پذیرش حاکمیت حق و فرستادگان او از یک طرف و نفی بندگی و نفی اطلاعات از طاغوت از سوی دیگر رابطه ای مستقیم بر قرار شده است.

    2) این آیه بیانگر نقش سیاسی - اجتماعی توحید است.

    3) مبین/ بیانگر نفی عبودیت غیر خداست.

    4) بعثت انبیاء برای دعوت مردم به پرستش خدا حتما همراه نفی طاغوت می باشند.

الف) نظام توحید : براساس ایمان بخدا و حاکمیت خداست، رهبرش امام حق است و پذیرندگان آن عبدالله است.

ب) نظام شرک: بر اساسی حاکمیت طاغوت است و رهبرش امام باطل یا طاغوت و پذیرندگان آن فرمانبرداران آن طاغوت است

نظام توحید - نظام شرک:

13- انواع نظام

 

 دلایل لزوم تشکیل حکومت اسلامی:

14- دلایل لزوم تشکیل حکومت اسلامی عبارتند از:

1) برقراری توحید و نفی شرک. 2) لزوم اجرای احکام اسلامی. 3) تأمین استقلال جامعه اسلامی.

15-  برقراری توحید و نفی شرک: حاکمیت غیر خدا در جامعه چه در مرحله وضع احکام و چه در مرحله اجرای احکام و چه در مرحله داوری و قضا حاکمیت شرک و طاغوت است.

16- بنابر گفتاری از امام خمینی چرا هر نظام سیاسی غیر اسلامی نظامی شرک آمیز است؟ زیرا حاکمش طاغوت است.

 

لزوم اجرای احکام اسلام:

17-لازمه پیاده شدن اسلام در هر جامعه برقراری حکومت اسلامی است. بعبارت دیگر بدون برقراری حکومت اسلامی احکام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.

18- تحقق کامل احکام اجتماعی وابسته به وجود یک حکومت الهی و داشتن امکانات اجرایی است.

چند نمونه از احکام اجتماعی:

19- چند نمونه از احکام اجتماعی که برای اجرای آن نیازمند حکومت هستیم.

الف) احکام جزائی و حقوقی که برای جلوگیری از گناه و اشاعه فحشاء منکرات وضع شده است.

ب) دستور فراهم آمدن نیرو و امکانات نظامی از این جهت که دشمنان حتی از فکر تعدی به اسلام و سرزمینهای اسلامی نیز باز بمانند.

ج) احکام اقتصادی مانند زکات و خمس و … که برای اداره یک جامعه و برآوردن نیازهای آن وضع شده است.

20- توجه: اجرای احکام فوق الذکر نیازمند حکومت است. بعبارت دیگر اسلام با بیان دستور فوق به لوازم آن یعنی تشکیل حکومت اسلامی نیز دستور داده است.

21- تعالیم اسلام محدود به دستورات فردی و عبادی نیست بلکه کلیه نیازهای اجتماعی واقتصادی و حقوقی انسانها را در بر می گیرد.

22- تأمین عدالت اجتماعی از اساسی ترین اهداف اسلام است و از ابزار تحقق این هدف تشکیل حکومت اسلامی است و بدون آن احکام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.

3) تأمین استقلال جامعه اسلامی:

23- از مهمترین مقاصد اسلام است؛ ایجاد استقلال در تمامی زمینه ها.

24- آیه: ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلاً.

* خداوند هرگز برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نکرده اند.

نتایج آیه: الف) استقلال           ب) نفی سبیل.             

25- مفهوم قاعده نفی سبیل:

هر معامله و رابطه ای که موجب شود غیر مسلمان بر مسلمان یا مسلمین تسلط پیدا کند باطل و حرام است.

26- امام خمینی در کتاب تحریر الوسیله می فرمایند:

اگر در روابط تجاری و غیر تجاری ترس تسلط سیاسی و غیر سیاسی اجانب بر اسلام وسرزمینهای مسلمین باشد که موجب استعمار آنها و استعمار کشورهایشان شود هر چند این استعمار معنوی باشد برتمامی مسلمانان واجب است از آن دوری کنند و این روابط حرام است.

27- از اساسی ترین و ابتدائی ترین اهداف اسلام است؛ تأسیس حکومت اسلامی.

28- بدون آن کیان اسلام در معرفی خطر نابودی قرار داشته و امکان اجرای کامل احکام اسلام وجود ندارد: تأسیس حکومت اسلامی.

29- زمام دین و نگهدارنده تمام و اجبات و مستحبات است: ولایت.

30- وسیله سلطه دشمنان اسلام بر جوامع اسلامی است. تبلیغ اسلام منهای حکومت که خود بدعتی آشکار است.

- بدعت یعنی: این امر جزء دین نبوده و با تبلیغات بعنوان مطلب دینی وارد حوزه اسلام شده است.

31- کتاب تفسیر تبیان ازشیخ طوسی است.

32- کتاب تحریر الوسیله ولایت فقیه از امام خمینی است.

 

درس دوم: خصوصیات حاکم اسلامی  اعمال ولایت

1- کسی حق حاکمیت دارد که از سوی خدا بعنوان حاکم منصوب شده باشد یا اینکه او از نظر شرع تأثیر شده باشد.

2- شخص حاکم باید دارای حق ولایت بر مردم باشد تا بتواند آنها را به کاری وادارد یا از عملی باز دارد و افراد در صورت تخلف گناهکار محسوب شوند.

3- مشروعیت حکومت اسلامی به ولایت الهی است و شخص حاکم از سوی خدا صاحب این ولایت شده است.

انبیاء حاکمان الهی:

4- اولین حاکمان خدا بر روی زمین هستند: انبیاء الهی

5- رهبری دینی با رهبری سیاسی یکی است. بلکه در زمان حضرت رسول اکرم (ص) رهبری دینی پایه و اساس رهبری سیاسی بشمار می رفت. /

6- بنابر روایات و احادیث از علماء و فقها اینگونه یاد شده است:

حافظان دین - امینان پیامبر . جانشینان رسول، وارثان انبیاء حصون اسلام.

( حصون یعنی حصار محکم و حفاظت کننده )

7- طبق حدیث از حضرت رسول علمای دین تا چه زمانی امین پیامبران و نگهبان رسالت آنها هستند. مادامی که وارد دنیا نشده اند. ( مالم یدخلوا فی الدنیا)

8- بنابر حدیث پیامبر اکرم (ص) مفهوم داخل شدن فقها در دنیا چیست؟

پیروی از فرمانروایان ستمگر ( اتباع السطان).

9- طبق حدیثی از حضرت امام صادق (ع) :

الف) کسی که امر حق یا باطل را برای داوری نزد پادشاهان و قاضیان ستمگر ببرد داوری به نزد طاغوت برده و آنچه آنها برای او حکم کنند و آنرا بگیرد حرام است هر چند حق با او باشد.

10- ب) برای حل مشکل فوق الذکر حضرت امام صادق (ع) می فرمایند:

 از بین خود روایان حدیث و آگاهان به حلال و حرام و آشنایان به احکام ما را بعنوان قاضی بپذیرند و پس زمانیکه به حکم ما داوری کنند اگر از اشیان نپذیرند حکم خدا را کوچک شمرد و ما را رد کرده اند و کسیکه مارا رد کند در واقع خدا را ردکرده و این در حد شرک به خداست.

11- بنابر عقیده شیعه حاکمان در اسلام پس از پیامبر (ص) ائمه می باشند و در زمان غیبت امام عصر (عج) این مسئولیت مهم که اجریا احکام الهی و تحقق اسلام است به نیابت از امام عصر (عج) بر عهده فقها می باشد.

12- امام زمان (عج) در پاسخ به اسحاق بن یعقوب می فرمایند:

… و در مورد  اجتماعی و رویدادهای زمان ( حوادث واقعه ) به دوات احادث مراجعه کنید.

13- روات حدیث شامل چه گروهی می شود:

کسانی که به احادیث آگاهی داشته و درست و نادرست مجمل و مفصل و … آنرا باز شناسند نه کسی که فقط راوی حدیث باشد و حتی مفهوم آنرا نداند و یا حتی معنی و مفهوم آنرا بداند و ولی از تقوی و ایمان بهره ای نداشته باشد.

15- در زمان غیبت، حجت امام زمان (عج) بر مردم هستند: روات احادیث ( فقها )

- فقها باید حکومت اسلامی تشکیل دهند بنابر مقدمات ذیل:

الف) فقها امانتدار پیامبرانند.              ب) آن امانت، احکام الهی است.

ج) امانتداری احکام به اجرای آنهاست. د) اجرای بسیاری از احکام نیازمند حکومت اسلامی اشت.

خصوصیات رهبر اسلامی:

16- خصوصیات اصلی حاکم اسلامی عبارتست از :

علم - عدالت - کفایت و تدبیر - شجاعت.

17- از خصوصیات یاد شده کدامیک اولویت دارند: علم و عدالت.

1) علم:

18- فقیه کسی است که احکام اسلام را از منابع اصلی آن ( قرآن و سنت) استخراج نماید.

19- کسی که در علوم دینی تحصیل و تحقیق کرده باشد فقیه نامیده می شود.

20- کلمه فقیه با کدامیک از خصوصیات حاکم اسلامی در ارتباط است؟ علم.

2) عدالت

21- فقها عدالت را چنین معنا کرده اند: گناه کبیره نکند و بر صغیره اصرار نداشته باشند.

22- حضرت علی (ع) خصوصیات حاکم اسلامی را اینگونه معرفی می کنند:

الف) حاکم نباید بخیل باشد زیرا از مصرف صحیح اموال خودداری می کند.

ب) حاکم نباید نادان باشد زیرا مردم را گمراه می کند.

ج) حاکم نباید ستمگر باشد زیرا به مردم ظلم می کند.

د) حاکم نباید ترسو باشد زیرا گروهی را بر گروهی دیگر برتری می دهد.

هـ ) حاکم نباید رشوه گر باشد زیرا حق مردم را از بین می برد.

3) کفایت و تدبیر:

23- سردمداران کفر و شرک با چهره های مختلف و از راههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی - نظامی نفوذ می کنند . بویژه در دو قرن اخیر از راه فرهنگی استفاده کرده اند.

24- امام خمینی : ما به این زودیها از دست تربیت شدگان شرق و غرب نجات نخواهیم یافت.

25- بنابر حدیثی از حضرت علی (ع) :

سزاوارترین افراد برای حکومت کسی است که برآن توانایی بیشتر ( اقوا ) داشته باشد و به احکام الهی عالمتر ( اعلم) باشد.

4) شجاعت:

26- قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر تهدیدها بیانگر شجاعت است.

27- حضرت علی (ع) می فرمایند: اگر تمامی عرب با من وارد جنگ شوند من به تنهائی در برابر همه آنها می ایستم و به آنها پشت نمی کنم.

نتیجه حدیث: رهبر جامعه اسلامی باید شجاع  باشد تا بتواند بدون هیچ ترس و واهمه ای در برابر دشمنان بایستد.

ولایت حاکم اسلامی:

28- مشروعیت حکومت اسلامی به ولایت است.

29- تمام ارکان حکومت اسلامی مشروعیت خود را از ولی امر دریافت می کنند.

30- حکومت اسلامی حکومت احکام خداست و وضع کننده احکام و مقررات دینی فقط خداوند است.

احکام و مقررات جامعه اسلامی:

31- مهمترین و اساسی ترین نیاز جامعه است: قانون.

32- مقررات اسلامی بر دو نوع است: اولیه و ثانویه.

33- احکام اولیه ( ثابت شرعی ):

بساری از احکام و مقررات اسلامی در کتاب و سنت آمده است و شارع مقدس ( پیامبر اکرم ) حکم آنرا بصورت کلی یا جزئی بیان فرموده و وظیفه فقیه ( حاکم اسلامی ) این است که با استفاده از منابع احکام و روش استنباط آنها به استخراج احکام الهی پرداخته و حکم فروعات و فرضهای جدید را بیان کند. به این احکام، احکام اولیه یا ثابت شرعی گویند.

34- احکام اولیه مانند: نماز- روزه - امر به معروف و نهی از منکر - مجاز بودن خرید و فروش اسلحه.

35- آزادی در نرخ گزاری اجناس - مالیات بستن پیامبر بر گاو و گوسفند وشتر .

36- احکام ثانویه یا احکام حکومتی :

حاکم اسلامی برای غلبه بر مشکلاتی که بر مبنای احکام اولیه قابل حل نیستند با توجه به شرایط و مصالح جامعه اسلامی از حق ولایت خود استفاده کرده و قوانینی برای حل این مشکلات وضع می کند که ثانویه یا حکومتی نامیده می شوند.

37- احکام ثانویه مانند: مالیات بستن حضرت علی (ع) بر اسبها دستور پیامبر برای استفاده محدود از چراگاه های اطراف مدینه و محدودیت استفاده از آب در شهر مدینه، نرخ گذاری اجناس ( تثبیت قیمتها) محدود کردن تجارت حکم تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در آغاز قرن 14 برای مبارزه با استعمار انگلستان.

38- توجه : از آنجا که مجتهد جامع الشرایط ممکن است ولی فقیه نباشد پس وضع احکام ثانویه از اختیارات ولی فقیه است.

39- نکات بدست آمده از فرمان امام خمینی به مجلس شواری اسلامی:

1- احکام ثانویه جزئی و مقطعی است.

2- احکام ثانویه در مواقع ضرورت وضع می شود و با از بین رفتن ضرورت خود به خود لغو می شود.

3) موارد احکام ثانویه بر اساسی فرمان حضرت امام عبارتند از :

الف) اختلال: آزادی تجارت خارجی - آزادی ورود و خروج ارز.

ب) فساد: خرید و فروش اسلحه.

ج) حرج ( سختی ): مساله زمین و مسکن.

مسئولیتهای اجرائی:

40- رئیسه قوه مجریه ( رئیس جمهور ) پس از انتخاب بوسیله مردم چگونه حق حکومت پیدا می کند. با تنفیذ مقام  رهبری.

دستگاه قضایی:

- رئیس دستگاه قضایی کشور مستقیماً توسط چه کسی منصوب می شود: مقام رهبری.

 

درس سوم - مردم در حکومت اسلامی:

- حکومت اسلامی بر اساس ولایت الهی تشکیل می شود. بار آن بر دوش مردمی مسلمان و معتقد بخدا است و حکومت اسلامی حکومت الله است بر مردم.

مقصد رسالت انبیاء:

آیه: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط.

بی تردید پیامبران را با نشانه های آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان ( سنجش حق و باطل ) فرد فرستادیم تا مردم به عدالت رفتار کرده و به آن خوی بگیرند.

نتایج آیه: الف) مقصد پیامبران ایجاد قسط و عدالت معرفی شده است.

    ب)پیامبران برای برقراری عدالت از نیروی مردم استفاده کرده اند.

- حضرت نوح و هود نتوانستند یک جامعه الهی تشکیل دهند بعلت عدم پذیرش مردم.

- پیامبر اکرم پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به مدینه توانستند با کمک مردم مدینه ( انصار ) و هجرت کنندگان مکه ( مهاجرین ) پایه های حکومت اسلامی را در مدینه بنا کنند.

- بیعت عقبه: بیعتی که پیامبر اکرم در مکه با مسلمانان مدینه منعقد کرده ( قبل از هجرت‌).

علی (ع) : اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاران تمام نمی شد افسار  بیشتر خلافت را پشت آن می انداختم.

نتیجه حدیث: بنابراین حدیث از دلایل لزوم پذیرش حکومت، حضور و نقش مردم است.

- تاریخ گواه این مطلب است که هرگاه پیامبران در تبلیغ دعوت خویش توفیق نمی یافتند ( یعنی مردم به آنها نمی گرویدند ) به اهداف دیگر خود دست نمی یافتند.

پس: علت عمده عدم موفقیت انبیاء ایمان نیاوردن مردم است.

امام خمینی انقلاب ایران و حکومت را پس از عنایات الهی از آن مردم دانسته و خود را خدمتگزار مردم معرفی می نمایند و استمرار حکومت را در گرو بیداری وآگاهی مردم و در صحنه بودن آنان دانسته اند.

مسئولیت مردم:

علی (ع): در قانون خدا و احکام اسلام بر مسلمانها فرض ( واجب ) است که هیچ کاری انجام ندهند و برای انجام هیچ کاری پیش قدم نشوند مگر اینکه پیش از آن برای خود رهبری برگزیده  باشند که پاکدامن و پرهیزکار و خدا ترس باشد.

نتیجه حدیث: هیچ توطئه ای نمی تواند حکومت برخاسته از مردمی و آگاه و تحت فرمان رهبری الهی را ساقط کند.

- پیامبر اکرم: کلکم راع و کلکم مسئول عن و رعتیه.

همه شما ( نسبت به دین و جامعه) نگهبانید و همه شما نسبت به آنچه که نگهبانید مسئولیت دارید.

نتیجه حدیث: این حدیث نبوی بیانگر مسئولیت مردم است.

- مسئول ترین افراد است : امام و حاکم اسلامی که در رأس مخروط جامعه اسلامی قرار دارد.

- در حکومت اسلامی هیچگونه امتیازی برای اداره کنندگان جامعه وجود ندارد و همه در برابر احکام خدا مساوی هستند.

حقوق متقابل رهبر و مردم:

- علی (ع) بزرگترین حقی که خدا واجب کرده است، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است.

- علی (ع) مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم نیکو نگردند.

نتیجه دو حدیث:  هر دو بیانگر حقوق متقابل رهبر و مردم هستند.

- علی (ع) و لایکن لک الی الناس سفیر الا لسانک و لاحاجب الا و جهک.

* نباید بین تو و مردم پیام رسانی جز زبانت باشد و هیچ پرده و فاصله ای ( بین تو و مردم نباشد) بجز صورت تو.

نتیجه حدیث : بین حاکم اسلامی و مردم نباید هیچ فاصه ای باشد.

- علی (ع) در نامه ای به محمد بن ابی بکر حاکم مصر می فرمایند:

با مردم مهربان و فروتن باش و با گشاده رویی با آنان برخورد کن  بین آنها در نگاه کردن تفاوت مگذار تا اینکه بزرگان و ثرتمندان در اثر ظلم و ستم تو نسبت به آنان گستاخ نشوند و ناتوانان از عدل تو نسبت به خودشان نومید نگردند.

- حضرت امیر (ع) در خطبه ای حقوق متقابل حاکم اسلامی و مردم را اینگونه بر می شمارند:

حقوق مردم بر رهبر عبارتند از :

ارشاد و راهنمائی - تقسیم عادلانه بیت المال - آموزش و تربیت و …

و حقوق رهبر بر مردم عبارتند از :

وفاداری به بیعت - نصیحت و راهنمائی رهبر در هر زمان - مطیع فرامین و …

رسیدگی به مشکلات مردم:

- علی (ع): من از رسول خدا بارها شنیدم که فرمود: هرگز امتی پاک و آراسته نگردد که در آن امت حق ضعیف از قوی بدون لکنت و گرفتگی زبان گرفته نشود.

- رهبر جامعه اسلامی باید زندگی خود را در سطح پائین ترین افراد جامعه قرار دهد.

تا هم درد دردمندان را دریابد و هم آنان با دیدن وی شاد و امیدوار گردند.

 

درس چهارم - آشنایی با اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

1- امام خمینی در شامگاه شنبه سیزدهم خرداد 1368 هـ . ش چشم از دنیا فروبست.

راز عقب ماندگی مسلمانان

2- ریشه همه گرفتاریها: حکومتهای فاسد و دست نشانده.

3- اولین قدم در راه اصلاح جامعه، اصلاح حکومت است.

4- رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است.

5- زندگی سیدالشهداء و زندگی حضرت صاحب، زندگی انبیاء عالم و   … همه شان این معنا بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند.

6- مرحوم مدرس: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم؟

عزت و آزادگی و نفی خود باختگی

7- وقتی دشمنان بخواهند ملیتب را برای ابد مطیع خود سازند:

الف - روح اعتماد به نفس را از آن ملت می گیرند.

ب - خود باختگی و بیگانه پسندی را میان افراد آن ملت رواج می دهند.

8- امام خمینی  مظهر عزت نفس مسلمانان جهان بود.

مبارزه با استکبار

9- مسلمانان از جهل و فقر و عقب ماندگی نجات پیدا نخواهند کرد مگر ـ آنکه برای قطع دستهای پلید دشمنان بپاخیزند و همت کنند.

10- دشمن شناسی و دشمن ستیزی درسی است که امام خمینی به همه مسلمانان و به ملت ایران داده است. 

دانلود بررسی ولایت و حکومت الهی